
مادر ای رویای سبز غنچه ها
مادر ای پرواز نرم قاصدک
مادر ای معنای عشق شاپرک
گونه هایت کاش مهتابی نبود
تا دلم در بند بی تابی نبود
ای تمام ناله هایت بی صدا
مادر ای زیباترین شعر خدا

مادرم روزت مبارک

قلم و کاغذی در دستم دادند و گفتند جمله هایی بنویس که در آن عشق.مهر.محبت.صبر.عاطفه.مهربانی
و فداکاری باشد…….لحظه ای مردد به کاغذ نگاه کردم و بعد نوشتم..…*مادر*
مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند. گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.
گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.

مادر
تـــاج از فـــرق فلـک بــــــــــــرداشتن
تا ابـــد آن تـــــاج بــــرســـــــر داشتـن
در بـهشـت آرزو ره ِیــــــــــــــافتـــــن
هـــــر نفس شهــــدی به ساغــر داشتـن
روز در انــــواع نعمت هــا و نــــــــاز
شب بتی چــون مـاه در بـــــر داشتن
جــــاویدان در اوج قــــــدرت زیستـــن
ملـــــک عـــــالــم را مسخــــر داشتـن
بر تو ارزانی که مـــا را خوشتر است
لــــذت یک لحضــــه مـــــــادر داشت

مادر
م : مهر و محبت
آ: ادب
د: درد کشیده
ر:رنجیده
ابرها
همه از محبت می گویند و میگریند
اما تو
خود محبتی
گریه تو دست نوازش تو
دعای ناب تو
قلب بی تاب توست
روزت مبارک
مادر

جنت روی زمین و باغ رضوان مادر است
کفر می گویم اگر چه، دین و ایمان مادر است
آنکه پیدا شد محمداز وجودش در قریش
وآنکه شاهان پرورانیده به دامان مادر است
آنکه ایزد داد جنت زیر پای او قرار
وآنکه نامش هست والا نزد یزدان مادر است
آنکه لالایی برایم شب به بستر می سرود
روز و شب می کرد با من آنکه یکسان مادر است
آموخته ام از طبیعت
آموخته ام زندگی را از طبیعت بیاموزم
چون بید متواضع باشم
چون سرو ، راست قامت
مثل صنوبر ، صبور
مثل بلوط مقاوم
مثل رود ،روان
مثل خورشید با سخاوت
و مثل ابر با کرامت باشم
صدای سخن عشق
پرسیدم: چرا دوستم داری؟
توی چشمام نگاه کرد و هیچی نگفت.
گفتم: شاید واقعا دوستم نداره!
وقتی که رفت فهمیدم دوست داشتن دل می خواد نه دلیل!
در دادگاه عشق
قسمم قلبم بود
وکیلم دلم بود
و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان
قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد
پس محکوم شدم به تنهایی و مرگ
کنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم
و من گفتم به تو بگویند:
” دوستت دارم”
دنیا ۲ روز است:
یک روز با تو و یک روز بر علیه تو
روزی که با توست مغرور نباش
و روزی که برعلیه توست صبور باش
هردو پایان پذیرند.
گفتم: لعنت بر شیطان!
لبخند زد.
پرسیدم: چرا می خندی؟
پاسخ داد: از حماقت تو خنده ام می گیرد
پرسیدم: مگر چه کرده ام؟
گفت: مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام
با تعجب پرسیدم: پس چرا زمین می خورم؟
جواب داد: نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.
پرسیدم: پس تو چه کاره ای؟
پاسخ داد: هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز. در ضمن این قدر مرا لعنت نکن!
گفتم: پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم؟
در حالیکه دور می شد گفت: من پیامبر نیستم جوان …!
اگه می دونستی چقدر تنهام، همیشه برام اشک می ریختی
اگه می دونستی همیشه اشک می ریزم، هیچ وقت تنهام نمیزاشتی!
سفر تو امروز
خبر از جنس فراموشی داشت
ودلت
به هوای خبر وصل جدید
رو به دروازه ی تنهایی داشت
سفرت خوش باشد
که تو تنهایی و ما تنها تر
و دلت گرم
به اندازه ی عشقی که هنوز
زیر قلبم نفس لحظه شماری دارد
لحظه هایی که برای من وتو
همچو باران نمناک
بر سر مدرسه ها جاری بود
گرچه این حرف و سخن تعطیل است
من فقط یاد دوران کردم
قصد تکرار غلط نیست
هدف خاطره است
معجزه بی معنی است
هر چه انجام شود تقدیر است
دیگر اینجا قلم از دست تو در دفتر من جاری نیست
از من خسته دگر تاب و تب یاری نیست
این جگر سوخته را
قدرت همپایی نیست
سفرت خوش باشد و دلت بی برگشت
که در این کوچه دگر
دختر تنهایی نیست
که میان من و تنهایی من
و خیال تو ز تنها یی ها
فاصله بسیار است
سفرت خوش باشد و دلت بی برگشت
که سحر منتظر
بارش پاییزی نیست….
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم
و پارو زنان سوی تو فرستادم
وقتی به ساحل نگاهت رسید
تو جشمانت را بستی و قایقم غرق شد!
اگر بهترین دوستم نیستی لا اقل بهترین دشمنم باش
اگر غمخوارم نیستی لا اقل بزرگترین غمم باش
هر چه هستی بهترین باش
چون بهترینها همیشه در یاد خواهند ماند
پس در بدترین خاطره هایم بهترین باش
مربوط به:سخن،عشق
فرستاده شده در جملات زیبا | بدون نظر
دعا
نوشته شده توسط khanom در ۹:۲۷ ق.ظ – 9:27 ق.ظ -
من تنهاام تنها تر از من کیست؟
من غمگینم غمگین تر از من کیست؟
آیا هست کسی که از من تنها تر و غمگین تر
باشد؟ خدایا اگر هست به دادش برس!!!
عهد کردم که دگر سفره دل نگشایم…
حذر کن ز دود درون های ریش
که ریش درون عاقبت سر کند
بهم بر مکن تا توانی دلی
که آهی جهانی به هم برکند
خسته ام! از خودم، از همه، از زندگی از هر چیزی که دور و برمه. از همه از همه.
الان دارم اینا رو اینجا می نویسم که یادم بمونه این روزها، این حال،این آدما، این زندگی مزخرفی که برای خودم ساخته ام.
دلم برای دوران مدرسه و دوستی هاش تنگ شده. هیچ دورانی و هیچ چیزی برای من اون روزها نمیشه.
تو اوج ناراحتی ها و بدبختی هاو اعصاب خوردی هام، حتی یاد اون روزها و دوستی ها وشیطنت هاش برام لذت بخشه.
زندگی چرا اینجوریه؟ چرا «آنچه می خواهم نمی بینم وآنچه می بینم نمی خواهم»؟
نمی دونم این روزهای تلخ کی تموم میشن! اما این رو خوب می دونم که زندگی مزخرف تر از اونیه که آدم فکرش رو می تونه بکنه. آدم ها هم همین طور، هرچی بیشتر واسه زندگی ارزش قایل باشی، بیشتر ازش می خوری!

روزگار خسته ام از دست همه
نوشته شده توسط khanom در ۸:۴۱ ق.ظ – 8:41 ق.ظ -روزگار وایسا می خوام پیاده شم
دیگه دنیا واسه من جا نداره
دل من می خواد بره یه جای دور
اما از وقتی شیکست پا نداره
روزگار غریبه ای با غصه هام
واسه من هزار قلم ساز می زنی
وقتی از ساز زدنات خسته میشی
دل صاب مرد مو ساده میشکنی
روزگار خیلی سیاهی روزگار
روزگار دورنگی رو بذار کنار
اگه مرهم واسه زخمام نداری
لااقل نمک رو زخم من نذار
روزگار مث تموم آدما
خنجرو همیشه از پش می زنی
سند کشتن قلب آدمو
روزی صد هزار تا انگش می زنی
دوست دارم تو بازی چرخ و فلک
واسه ی فلک شدن آماده شم
اما تو فقط منو می چرخونی
روزگار وایسا می خوام پیاده شم
روزگار از آدما خسته شدم
طاقتم داره به آخر می رسه
من نفس نفس دارم تموم می شم
یه نفر نیس که به دادم برسه
روزگار خسته ام از دست همه
از تو و هرچی که اسمش آدمه
کوله بار بی کسی رو شونه هام
زخم خاطرات تو ، رو سینمه
شونه هام دیگه تحمل نداره
روزگار سنگینه بار حرف زور
دیگه موندن به دلم قد نمی ده
دل من می خواد بره یه جای دور
دوست دارم تو بازی چرخ و فلک
واسه ی فلک شدن آماده شم
اما تو فقط منو می چرخونی
روزگار وایسا می خوام پیاده شم
کمی هم عشقولانه تر…..
۱/عشق در لحظه ای پدید می آید ، دوست داشتن در امتداد زمان ، این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است .
۲/ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
۳/این مدعیان در طلبش بی خبرانند کان را که خبر شد خبری باز نیامد
۴/خوشبختی به کسانی روی می آورد که برای خوشبخت کردن دیگران می کوشند
۵/عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک )
۶/محبت را به هیچ چیز تشبیه نتوان کرد زیرا که هیچ چیز دقیق تر و لطیف تر از محبت نیست. (سمنون محب)
۷/عشق هرگز به رنگ تردید در نمی آید . (بوبن)
۸/ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است . (آلبرت کامو)
۹/اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. (مارکز)
۱۰/شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید. (کیم وو چون
۱۱/عشق، افسر زندگی و سعادت جاودانی است. (گوته)
۱۲/عشق نور است که هرچه را در مسیرش قرار بگیرد - از جمله قلب ها را - از خود روشن می سازد. (باربارا دی آنجلیس)
۱۳/عشق همانند مغناطیسی است که ما را به مبدا خود جذب می کند. (باربارا دی آنجلیس)
۱۴/آنان که از خود عشق ساطع می کنند با عشق زندگی می کنند و با عشق نیز نفس می کشند ، دیگران را به سمت خود می کشانند. (باربارا دی آنجلیس)
۱۵/عاشق هر که هستید ، با وفاداری به او عشق بورزید. (باربارا دی آنجلیس)
۱۶/تنها با عشق میان دلهای شماست که عشق میان شما عمق و استحکام واقعی خود را نشان خواهد داد. (باربارا دی آنجلیس)
۱۷/عشق قانون نمی شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین عاطفی است.
۱۸/عشق ویران کردن خویش است ، دوست داشتن ساختن است .
۱۹/عشق و دوست داشتن از پی هم می آیند ، اما هر گز در یک خانه منزل نمی کنند.
یافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غیر ممکن است .
۲۰/فاصله تابش خود را بر دیگران تنظیم کن خداوند خورشید را در جایی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند .
۲۱/هر کسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد. اون که عاشقانه خندید خنده های من دزدید زیر چشمه مهربونی خواب یک توطئه میدید
۲۲/داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است، ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است
۲۳/یادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانیت در تمام وجودم است عزیزم محبت را در پاکی نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم وبدان که زیباترین لحظه هایم در کنار تو بودن است
۲۴/لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستیم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند…
۲۵/عشق فوران می کند چون آتش فشان ، دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه ای با شیب نرم…



